حكيم ابوالقاسم فردوسى
391
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
نپذيرفتن گشتاسپ ، باژ ايران ، ارجاسپ را چون چندى بر اين بگذشت ، آن زردشت پير آموزگار به نزد گشتاسپ رفت و به آن شاه گيتى گفت : در كيش ما اين پسنديده نباشد كه تو به سالار چين باژ بدهى . اين كار سزاوار كيش ما نباشد . من بر اين كار همداستان نباشم . زيرا كه در هنگام باستان نيز شاهان ما كه بىكيش و زور و توان بودند ، هرگز به تركان باژ و ساو ندادند . گشتاسپ كه چنين شنيد ، گفتار او را پذيرفت و گفت : از اين پس ديگر به او باژ نخواهم داد « 1 » . در همان هنگام نرّه ديوى از اين كار آگاه شد و به بىدرنگ به سوى شاه چين رفت و به دو گفت : اى شهريار گيتى ، همهء كهتران و مهتران گيتى فرمان تو را بجا آوردند و هيچكس سر از پيمان تو نپيچيد بجز گشتاسپ شاه - پسر لهراسپ - كه پيوسته سپاهيان خود را به سوى تركان مىآورد و اكنون نيز در كنار آن كارها ، كيش ديگرى آورده و راه بتپرستى را به كنارى نهاده است . اينك دشمنى خود را آشكار بكرده و با شاهى چون تو ، اهريمنى كرده است « 2 » . ليك مرا بيش از سدها هزار سوار هست و اگر بخواهى همهء آنها را به پيش تو خواهم آورد تا به كار او بپردازيم . پس به هوش باش كه از پيكار با او نترسى . چون ارجاسپ گفتار آن ديو را بشنيد ، از تخت شاهى تركان فرود آمد و از آن
--> ( 1 ) - گشتاسپ نيز همچون پدرش لهراسپ در ابتدا سياست مصالحه با تركان را در پيش گرفته و بر اساس شروطى چند ، صلح ميان ايران و توران برقرار گشته بود . ليك زرتشت چنان كه مشاهده شد ، گشتاسپ را به نقض صلح مزبور تحريك كرد . ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 478 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 658 - 657 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 51 نويرى ، نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 162 - 161 . ( 2 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1174 ، بيت 99 چنين آمده است : بكرد آشكارا همه دشمنى * ابا تو چنان كرد يا رد منى ليك در نسخهء بروخيم ، ج 6 ، ص 1501 مصرع دوم چنين آمده است : « ابا چون توشه كرد آهرمنى » ^ CENTER . و صحيح هم همين است .